ذکری از شيخ حسنعلی اصفهانی ( نخودکی )

 

سعدی  مگر از خرمن اقبال بزرگان

یک خوشه ببخشند که ما تخم نکشتیم

 

زمین هیچگاه از اولیاء خدا خالی نخواهد ماند .  امروز،  یادی می کنیم از شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به شیخ نخودکی ( نخودک نام یکی از روستاهای اطراف مشهد است ) که در سال 1361 هجری قمری در مشهد وفات یافت .

آنچه می خوانیم به قلم پسرایشان ، علی مقدادی اصفهانی ، است وقسمتهایی از وصیت شیخ نخودکی به پسرش در هنگام مرگ است .

شاید در آینده بازهم از این عارف بزرگ ، که به بسیاری از علوم مانند طب ، شیمی و علوم غریبه نیزاحاطه کامل داشت ، یادی کنیم .

 

«... خلاصه در آن وقت بود که اظهار داشتند : من صبح یکشنبه خواهم مرد و وصایای خویش را به شرح زیر به من فرمودند :

... اکنون پسرم تو را به این چیزها وصیت و سفارش می کنم :

اول: آنکه نمازهای خویش را در اول وقت آن به جای آوری .

دوم : آنکه در انجام حوایج مردم ، هرقدر که می توانی ، بکوشی و هرگز میندیش که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست ، زیرا اگر بنده خدا در راه حق گامی بردارد، خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود .

در اینجا عرضه داشتم : پدر جان ، گاه هست که سعی در رفع حاجت دیگران، موجب رسوایی آدمی می گردد .

فرمودند : چه بهتر که آبروی انسان در راه خدا بر زمین ریخته شود ...

... پنجم : به آن مقدار تحصیل کن که از قید تقلید وارهی .

در این وقت از خاطرم گذشت که بنابراین لازم است که از مردمان کناره گیرم و در گوشه انزوا نشینم که مصاحبت و معاشرت ، آدمی را از ریاضت و عبادت و تحصیل علوم ظاهر و باطن باز می دارد ، اما ناگهان پدرم چشم خود را بگشودند و فرمودند : تصور بیهوده مکن ، تکلیف و ریاضت تو تنها خدمت به خلق خدا است .

... بعد از آن فرمودند : چون صبح یکشنبه کار من پایان یافت ، مرحوم دکتر شیخ حسن خان عاملی که طبیب معالج ایشان بود ایشان  را به جانب قبله کند و آداب میت را اجرا نماید و به مرحوم سید مرتضی روئین تن مدیر روزنامه طوس نیز فرمودند : شما هم صبح یکشنبه بیایید و بعد از فوت من یکساعت بالای سر من قرآن بخوانید . مرحوم سید ظاهری زننده  اما باطنی عجیب داشت که : مردان خدا غایبند در اوباش .

... از ظهرپنجشنبه واپسین زندگیشان تا روز یکشنبه دیگر با کسی سخن نگفتند و پیوسته در حال مراقبه بودند ...»

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است  بر جریده  عالم ،  دوام  ما

 

حاج شيخ حسنعلي اصفهاني معروف به شیخ نخودکی (نخودک نام یکی از روستاهای اطراف مشهد است) در 15 ماه ذيقعده سال 1279 هجري قمري در اصفهان ديده به جهان گشود. وي در خانواده اي زاهد و پارسا پرورش يافت. پدر وي ملا علي اکبر، مردي زاهد و پرهيزگار بود و از همان اوان کودکي فرزندش را با نماز و دعا و تعليمات ديني آشنا کرد و از هفت سالگي او را تحت تربيت و مراقبت مرحوم حاج محمد صادق قرار داد.

حاج شيخ حسنعلي اصفهاني خواندن و نوشتن و ادبيات عرب را در اصفهان فرا گرفت و در همين شهر نزد استادان بزرگ زمان به اکتساب فقه و اصول و منطق و فلسفه و حکم پرداخت. سپس براي تکميل معارف به نجف اشرف مشرف شد. وي پس از مراجعت از نجف در مشهد مقدس سکونت اختيار کرد و در اين دوره از زمان از محاضر درس و تعاليم استاداني چون مرحوم سيد علي حائري يزدي، حاج حسين قمي و سيد عبدالرحمن مدرس بهره مند گرديد.  وی نزد استاداني چون آخوند ملا محمد كاشي، فقه و اصول؛ حكيم جهانگيرخان قشقايي، فلسفه و حكمت؛ حاج سيد احمد فشاركي و حاج سيد مرتضي كشميري علوم اسلامي را تحصيل كرد و در ضمن تحصيل و تدريس به تزکيه نفس و رياضات شاقه موفق و مشغول بود.

و اما در علوم باطني نخستين استاد و مرشد ايشان حاج محمد صادق تخته پولادي بود که از هفت سالگي در تحت مراقبت و مرحمت آن مرد بزرگ قرار گرفته بود.  از ويژگي و دلايل شهرت اين عارف، مردمي بودن و چاره گشايي مشكلات مردم كوچه و بازار بود.  وي در کليه ساعات روز و شب براي رفع حاجت نيازمندان و درماندگان آماده بود و به اعتکاف و زيارت ائمه عليه السلام و قبور مقدسه اولياء اهتمام فراوان مي ورزيد و اظهار مي فرمود: "روح همه اين اعمال خدمت با اخلاص نسبت به سادات و ذريه حضرت زهرا (س) است و بدون آن اينگونه اعمال همچون جسمي بيجان ميباشد و آثاري بر آنها مترتب نمي گردد." او همچنين مراحل سير و سلوك را به انتها رسانده و از ديد مردم مستجاب الدعوه بود.
روان پاک اين عالم گرانقدر در روز 17 شعبان 1361 هجري قمري در مشهد به عالم قدس و بقا پر کشيد. مدفن وي در صحن عتيق حضرت رضا (ع) که خود پيش بيني و سفارش فرموده بود ميباشد.