مایه پنیر
انعقاد شیر اکثرا به وسیله پروتئا زهایی که کاپاکازئین را تجزیه می کنند ، انجام می شود. پروتئازهایی که برای انعقاد شیر استفاده می شوند، عبارتند از :
الف - پروتئازهای حیــوانی مانند : پپسین ، تریپسین ، کیموتریپسین .
ب - پروتئازهای گیـــــاهی مانند : پاپائین ، فیسین و بروملین .
ج - پروتئازهای میکروبی مانند : باکتری ها وقارچ های سنتزکننده پروتئاز.
جایگزین نمودن مایه پنیر حیوانی
از سه منبع می توان برای جایگزین نمودن مایه پنیرحیـــــــوانی بهره گرفت که عبارتند از :
1- مایه پنیر از طیور ( پپسین )
پپسین طیور می تواند پروتئین شیر را در PH اسیدی منعقد کند.
2- مایه پنیر گیاهی ( Vegetable rennet )
الف – فیسین ficin ازشیره انجیر ( ( ficuscaricaتهیه می شود. فیسین می تواند پروتئین شیر را در PH 7 - 8 کواگوله نماید.
ب – پاپائین ( papain ) که از خربزه درختی ( carica papaya ) استحصال می شود. این آنزیم در PH 4 – 7 و حرارت 50 – 40 درجه سانتی گراد فعال می باشد.
ج – بروملین ( brmelain ) که از آناناس ( Ananas comosus ) استحصال می شود. قدرت انعقادی این مایه پنیر در مقایسه با فیسین و پاپائین بسیار نا چیز است.
مایه های پنیر گیاهی حاوی ناخالصی های زیادی می می باشد. در ضمن قدرت مایه پنیر زیاد بوده و باعث مزه تلخ در پنر تولید شده می شود.
3 – مایه پنیر میکروبی
مایه پنیر میکروبی را می توان به دو گروه تقسیم بندی نمود.
الف – مایه پنیر قارچی
قارچ هایی که پروتئاز سنتز می کنند عبارتند از: اندوتیا پارازتیکا ( Endothia parasitica ) موکورمی ( Mucor miehei ) و موکور پزیلوس ( Mucor pusilus ) که برای تولید پنیرهای سخت با ماده خشک زیاد استفاده می شود.
موکورها قادرند پروتئن شیر را در حرارت بیش از 65 درجه سانتی گراد کواگوله کنند.در صورتی که اندوتیاها ( Endotihia ) در دمای بیش از 48 درجه ســــــانتی گراد غیر فعال می شوند. آنها نیز برای فعالیت به کلسیم نیاز دارند. لذا استفاده از مایه پنیر اندوتیا باید به 100 کیلو گرم شیر به میزان 2- 1 گرم کلریدکلسیم افزوده شود.
ب – مایه پنیر باکتریایی ( Bacterial rennet )
با سیلوس ها ، لاکتو باسیل ها ، استروپتو کوکها به عنوان مایه پنیر باکتریایی میتوانند جایگزین پنیـــــــر حیوانی شــوند. مانند باسیــــــــلوس سبتیــــــلوس ( Bacillus subtilis ) و ( Serratoa marcescems ) که برای تولید پنیر چدا ( Chedar cheese ) استفاده می شود. باسیلوس سبتیلوس در حرارت 37 – 35 درجه سانتی گرادرشد و نمو نموده و پروتئین شیر را کواگوله می کند.
تفاوت کلی بین مایه پنیر حیــوانی ومایه پنیر میـــــــکروبی این است که مایه پنیر حیوانی حاوی 8 - 4 درصـــــد پروتئاز فعال وحـــــاوی ناخالصی ، اما مایه پنیر میـــــــــکروبی حاوی 90 – 80 درصد پروتئاز فعال می باشد.
گیاهان
توليد پلاستيك از گياهان:
در انتهاى جاده اى سنگلاخى در ايالت آيواى مركزى، يك كشاورز در افق، به جايى خيره شده است كه تا چشم كار مى كند گياهان بلند و برگ دار ذرت قرار دارند و زير نسيم موج مى زنند. او لبخندى مى زند زيرا چيزى در مورد كشتزارش مى داند كه كمتر كسى از آن آگاه است چون نه فقط دانه هاى ذرت در سنبله آن رشد مى كنند بلكه گرانول هاى پلاستيك نيز در ساقه و برگ هاى آن توليد مى شوند.
به نظر مى رسد كه ايده رشد دادن پلاستيك «كه در آينده نزديك قابل حصول است» جالب تر از ساخت پلاستيك ها در كارخانجات پتروشيمى باشد. در اين كارخانجات هر ساله حدود ۲۷۰ ميليون تن نفت و گاز مصرف مى شود. در واقع سوخت هاى فسيلى علاوه بر انرژى، مواد اوليه را نيز براى تبديل نفت خام به پلاستيك هاى معمولى از قبيل پلى استايرن، پلى اتيلن و پلى پروپيلن فراهم مى كنند. كاربرد پلاستيك ها در تمام شئونات زندگى، گسترده شده است و نمى توان روزى، زندگى بدون پلاستيك را تصور كرد چون از بطرى هاى شير و نوشابه گرفته تا لباس و قطعات خودرو از پلاستيك هستند، گرچه اين توليد زياد پلاستيك ها اساساً زير سئوال رفته است. انتظار مى رود منابع شناخته شده ذخيره جهانى نفت تا ۸۰ سال ديگر تمام شوند و اين در مورد گاز طبيعى ۷۰ سال و براى زغال ۷۰۰ سال است، اما تاثيرات اقتصادى كاهش اين منابع خيلى زودتر فرا خواهد رسيد. وقتى منابع كاهش يابد، قيمت ها هر روز بالا خواهد رفت و اين واقعيتى است كه نمى تواند از كانون توجه سياستگزاران خارج شود. چند سال قبل كلينتون رئيس جمهور آمريكا در ماه اوت ۱۹۹۹ يك دستورالعمل اجرايى صادر كرد و طى آن تاكيد كرد كه بايد كار محققين به سمت جايگزينى سوخت هاى فسيلى با مواد گياهى به عنوان سوخت و نيز به عنوان مواد خام جهت گيرى شود. با توجه به اين نگرانى ها، تلاش مهندسين بيوشيمى براى كشف چگونگى رشد پلاستيك گياهى از دو جهت سبز است: يكى اينكه قابل ساخت از منابع تجديدپذير است و ديگر اينكه اساساً پلاستيك توليدى پس از دور ريختن قابل تجزيه بيولوژيكى است.
اما تحقيقات اخير ترديدهايى در مورد صحت اين ديدگاه ها به وجود آورده است. اول اينكه، توانايى تجزيه بيولوژيكى داراى «هزينه پنهانى» است. بدين معنى كه با تجزيه پلاستيك ها دى اكسيدكربن و متان تشكيل و متصاعد مى شود كه اين گازها، جزء گازهاى به دام افكننده گرما يا گازهاى گلخانه اى هستند كه كوشش هاى امروزه جهانى در جهت كاهش آنها است. علاوه بر اين، هنوز به سوخت هاى فسيلى براى ايجاد انرژى مورد نياز فرايند استخراج پلاستيك از گياهان نياز است. براساس محاسبات، اين نياز به انرژى بسيار بيشتر از آن چيزى بود كه فكر مى شد. در اينجا است كه بايد گفت توليد موفقيت آميز پلاستيك هاى سبز در گرو اين است كه محققان بتوانند با روش هاى با صرفه، بر موانع مصرف انرژى غلبه كرده در عين حال نيز هيچ بارى بر محيط زيست اضافه نكنند. توليد سنتى پلاستيك ها متضمن مصرف بسيار زياد سوخت فسيلى است. خودروها، كاميون ها، هواپيماها و نيروگاه ها بيشتر از ۹۰ درصد از مواد توليدى پالايشگاه ها را مى بلعند، اما پلاستيك ها
از بقيه آن استفاده مى كنند كه اين مقدار تنها در آمريكا حدود ۸۰ ميليون تن در سال است.
تا به امروز كوشش صنايع بيوتكنولوژيكى و كشاورزى در مورد جايگزينى پلاستيك هاى معمولى با پلاستيك هاى گياهى به سه ديدگاه منجر شده است كه عبارتند از: تبديل شكرهاى گياهى به پلاستيك، توليد پلاستيك در داخل بدن ميكروارگانيسم هاى گياهى، رشد پلاستيك در ذرت و ديگر غلات.
شركت كارگيل (Cargill) يكى از غول هاى صنايع كشاورزى به همراه شركت داو (Dow) برترين شركت شيميايى جهان، چند سال پيش به توسعه ديدگاه اول همت گماشتند كه به تبديل شكر حاصل از ذرت و ديگر گياهان پلاستيكى به نام پلى لاكتيد (PLA) منجر شد. در مرحله اول ميكروارگانيسم ها شكر را به اسيدلاكتيك تبديل مى كنند و در مرحله بعدى، به طور شيميايى مولكول هاى اسيد لاكتيك به يكديگر متصل مى شوند تا زنجيره اى مشابه زنجيره پلى اتيلن ترفنالات (PET) كه پلاستيكى پتروشيميايى است و در بطرى نوشابه هاى خانواده و در الياف لباس ها استفاده مى شود، به دست آيد. در واقع جست وجوى محصولات جديد از شكر ذرت، جزيى از فعاليت هاى طبيعى شركت كارگيل بود كه با استفاده از كارخانه هاى آسياى مرطوب دانه هاى ذرت را به محصولاتى از قبيل شربت با فروكتوز بالاى ذرت، اسيد سيتريك، روغن نباتى، بيواتانول و غذاهاى حيوانات تبديل مى كند. در سال ۱۹۹۹ كارخانه هاى اين شركت ۳۹ ميليون تن ذرت را فرايند كردند كه اين مقدار تقريباً ۱۵ درصد كل برداشت ذرت آمريكا در آن سال بود. در ابتداى سال ۲۰۰۰ مجموعه كارگيل- داو طرحى با سرمايه ۳۰۰ ميليون دلار به منظور توليد انبوه پلاستيك جديدشان راه اندازى كرد. اين طرح با نام تجارى Nature Works و براى توليد انبوه PLA ارائه شد.
ديگر شركت ها از جمله صنايع شيميايى سلطنتى (ICI) روش هايى براى توليد نوع دوم اين پلاستيك ها ابداع كردند. اين پلاستيك پلى هيدروكسى آلكانوايت (PHA) نام دارد. PHA شبيه PLA از شكر گياهى ساخته شده و تجزيه پذير است. البته در مورد PHA يك باكترى به نام Ralstona eutropha شكر را مستقيماً به پلاستيك تبديل مى كند. براى توليد PLA يك مرحله شيميايى خارج از ارگانيسم بايد انجام گيرد اما در توليد PHA، اين زنجيره به طور طبيعى در داخل ميكروارگانيسم تا ۹۰ درصد از جرم سلول منفرد به صورت گرانول تجمع مى كند.
در پاسخ به بحران نفت در دهه ،۱۹۷۰ ICI فرايند تخميرى در مقياس صنعتى خود را كه طى آن ميكروارگانيسم ها شكر را به PHA تبديل مى كنند، با ظرفيت چند تن در سال ارائه كرد. شركت هاى ديگرى اين پلاستيك را قالب ريزى كرده و از آن اقلام تجارتى مثل تيغ ريش قابل تجزيه بيولوژيكى و بطرى هاى شامپو ساخته و به بازار ارائه كردند. اما اين اقلام پلاستيكى اساساً قيمت بالاترى از اقلام با پلاستيك هاى معمولى داشتند و هيچ مزيت عملكردى به غير از تجزيه پذيرى بيولوژيكى نداشتند. در سال ۱۹۹۵ شركت مونسانتو (Monsanto) فرايند و دستگاه هاى مربوطه را خريدارى كرد، اما سودآورى آن هم مبهم باقى مانده است. بسيارى شركت ها و گروه هاى علمى و نيز شركت مونسانتو كوشش هاى خود را معطوف به سومين ديدگاه توليد PHA يعنى رشد دادن پلاستيك در گياه كرده اند. با تصحيح ژنتيكى گياه غله مى توان آن را قادر به سنتز پلاستيك ساخت و در نتيجه فرايند تخمير را حذف كرد. يعنى به جاى رشد دادن غله، سپس برداشت آن، فرايند كردن آن، توليد شكر و نهايتاً تخمير شكر و توليد پلاستيك مى توان مستقيماً پلاستيك را در خود گياه ساخت. بسيارى محققين اين ديدگاه را جذاب ترين و با بازده ترين راه حل ساخت پلاستيك از منابع انرژى تجديدپذير مى دانند. طى اين سال ها گروه هاى زيادى در تعقيب اين هدف بوده و هستند.
146841.jpg
در اواسط دهه ۱۹۸۰ استيون اسلاتر (Steven C.Salter) عضو گروهى بود كه وظيفه آن جداسازى ژن هاى سازنده پلاستيك از باكترى بود. محققين پيش بينى مى كنند كه قرار دادن اين آنزيم ها در داخل يك گياه مى تواند تبديل استيل كوآنزيم A (ماده ى كه حين تبديل نور خورشيد به انرژى، به طور طبيعى در گياه تشكيل مى شود) به نوعى پلاستيك را انجام پذير سازد. در سال ۱۹۹۲ همكارى بين دانشمندان دانشگاه دولتى ميشيگان و دانشگاه جيمز ماديسون با اين هدف شروع شد. محققين با انجام مهندسى ژنتيك روى گياه Arabidopsis Thalianan توانستند نوعى PHA ترد بسازند. دو سال بعد شركت مونسانتو كار براى ساخت نوع انعطاف پذيرتر PHA را روى يك گياه معمول تر يعنى ذرت شروع كرد. از آنجا كه توليد پلاستيك نمى تواند با توليد غذا رقابت كند، محققين هدف خود را به سوى استفاده از قسمت هايى از گياه ذرت كه برداشت نمى شود (مثل برگ و ساقه) متوجه ساختند. رشد دادن پلاستيك در برگ و ساقه به كشاورزان هنوز اين امكان را مى دهد كه بتوانند با كمباين هاى معمولى ميوه ذرت را برداشت كرده و با زيرورو كردن مجدد مزرعه، برگ ها و ساقه هاى حاوى پلاستيك را برداشت كنند. برخلاف توليد PHA و PLA به روش تخمير كه بايد با استفاده از زمين براى توليد ذرت براى ديگر مقاصد رقابت كند، رشد دادن PHA در برگ و ساقه ذرت اين امكان را به وجود مى آورد كه بتوان ذرت و پلاستيك را به طور همزمان از يك مزرعه به دست آورد. ضمناً با استفاده از گياهان مناسب شرايط نامساعد مثل Switch grass مى توان از اين تقابل بين توليد پلاستيك و ديگر استفاده ها از زمين جلوگيرى كرد. يعنى لزومى ندارد كه فقط زمين هاى مخصوص كشت ذرت را به اين كار اختصاص دهيد. محققين به پيشرفت هاى فنى وسيعى در زمينه افزايش ميزان پلاستيك در گياه و همچنين تغيير زنجيره پلاستيك به منظور حصول به خواص مفيد، دست يافته اند. گرچه اين نتايج وقتى مستقلاً ديده مى شوند تشويق كننده اند ولى حصول به هر دو ويژگى يعنى تركيب مفيد و نيز ميزان بالاى پلاستيك در گياه خود يك مشكل است. تاكنون اثبات شده است كه كلروپلاست هاى برگ بهترين مكان براى توليد پلاستيك هستند. اما كلروپلاست ها اعضاى سبزى هستند كه وظيفه شان جذب نور است و اين در حالى است كه غلظت بالاى پلاستيك از فتوسنتز جلوگيرى كرده و بازدهى گياه را كاهش مى دهد. همچنين جداسازى پلاستيك از گياه خود يك چالش است. ابتدائاً محققين شركت مونسانتو تاسيسات استخراج را به عنوان واحد جانبى كارخانه فرآورى ذرت در نظر گرفتند. اما وقتى اين واحد را روى كاغذ طراحى كردند متوجه شدند استخراج و جمع آورى پلاستيك به مقادير زيادى حلال نياز دارد كه در نتيجه مى بايست بعداً به منظور استفاده مجدد بازيابى شود. اين زيرساختار فرايند از لحاظ اندازه با كارخانه هاى موجود پتروشيميايى برابرى مى كند و اندازه كارخانه آسياى ذرت را به شدت افزايش مى دهد. بايد توجه داشت كه انجام سرمايه گذارى و گذشت زمان باعث مى شود كه محققين بر اين موانع فنى غلبه كنند.
اما اينجا سئوالى كه مطرح مى شود اين است كه كدام راه حل ارزشمندتر است؟ وقتى انرژى و ماده خام لازم براى هر مرحله رشد PHA در گياهان، برداشت، خشك كردن برگ و ساقه، استخراج PHA از برگ و ساقه، تخليص پلاستيك، جداسازى و بازيايى حلال و تبديل پلاستيك به رزين را بررسى كنيد خواهيد ديد كه اين ديدگاه، انرژى خيلى بيشترى نسبت به توليد مواد پلاستيكى از منابع فسيلى در اغلب روش هاى پتروشيميايى، مصرف مى كند. در يك تحقيق كه اخيراً تكميل شده است، محققين متوجه شدند كه ساخت يك كيلوگرم PHA از گياه ذرت (تصحيح شده ژنتيكى) حدود ۳۰۰ درصد انرژى بيشتر از ۲۹ مگاژول لازم براى ساخت مقدار برابر پلى اتيلن (ساخته شده از سوخت فسيلى) مصرف مى كند. بنابراين نااميدانه بايد گفت مزيت استفاده از ذرت به جاى نفت به عنوان ماده خام، جبران كننده اين ميزان اختلاف در انرژى مصرفى نيست. براساس الگوهاى امروزى مصرف انرژى در صنايع فرآورى ذرت، براى توليد يك كيلوگرم PHA نياز به ۶۵/۲ كيلوگرم سوخت فسيلى است. براساس اطلاعات جمع آورى شده توسط جامعه سازندگان اروپايى پلاستيك ها (APME) از ۳۶ كارخانه اروپايى توليد پلاستيك، تخمين زده شد كه براى توليد يك كيلوگرم پلى اتيلن تنها به ۲/۲ كيلوگرم نفت و گاز طبيعى نياز است كه تقريباً نصف آن در محصول نهايى ظاهر مى شود. اين موضوع به اين معنى است كه تنها ۶۰ درصد از مقدار نفت و گاز مصرفى يعنى ۳/۱ كيلوگرم از آن به منظور توليد انرژى سوزانده مى شود.
با توجه به اين مقايسه، ممكن نيست متقاعد شويد كه رشد دادن پلاستيك در ذرت و سپس استخراج آن توسط انرژى ناشى از سوخت هاى فسيلى باعث حفظ منابع فسيلى مى شود. در واقع با جايگزينى منبع تجديدپذير به جاى منبع تجديدناپذير، ناگزير به استفاده از مقدار بيشترى از آن خواهيد شد. در مطالعه قديمى ترى، آقاى «تيلمان جرن جروس» (Tilman Gorngross) كشف كرد كه توليد يك كيلوگرم PHA به وسيله تخمير ميكروبى همان ميزان سوخت فسيلى، يعنى ۳۹/۲ كيلوگرم، نياز دارد. اين نتايج مايوس كننده قسمتى از دلايلى بود كه براساس آن شركت مونسانتو، پيشرو توليد PHA از گياه، سال گذشته اعلام كرد كه توسعه چنين سيستم هاى توليد پلاستيك را متوقف خواهد كرد. هم اكنون تنها پلاستيك كارخانه اى به اين روش كه صنعتى شده است، پلاستيك PLAى Cargill- Dow است. اين فرايند ۲۰ تا ۵۰ درصد منابع فسيلى كمترى نسبت به ساختن پلاستيك از نفت مصرف مى كند، اما هنوز از ديدگاه انرژى بسيار پرمصرف تر از بسيارى فرايندهاى پتروشيميايى است. مسئولان شركت انتظار دارند نهايتاً بتوانند ميزان انرژى لازم را كاهش دهند. راه ديگر همانا توسعه ديگر منابع شكر گياهى كه انرژى كمترى براى فرآورى نياز دارند، (مثل گندم و چغندر) است كه مى تواند استفاده از سوخت هاى فسيلى را كاهش دهد.
در همين زمان، دانشمندان در Cargill- Dow تخمين مى زنند اولين تاسيسات ساخت PLA كه هم اكنون در Blair نبراسكا در حال ساخت است، بتواند براى هر كيلوگرم پلاستيك ۵۶ مگاژول انرژى مصرف كند كه اين مقدار ۵۰ درصد بيشتر از انرژى لازم براى PET ولى ۴۰ درصد كمتر از نايلون است.
انرژى لازم براى توليد پلاستيك هاى گياهى دومين و حتى اولين مشكل زيست محيطى اين فرايند است.
نفت اولين منبع براى توليد پلاستيك هاى معمول است، اما ساخت پلاستيك از گياهان عمدتاً بر زغال و گاز طبيعى تكيه دارد كه براى راه انداختن مزارع ذرت و صنايع فرآورى ذرت مصرف مى شود. به همين دليل تعدادى از روش هاى گياهى از سوخت هاى كمياب (نفت) به سوخت هاى فراوان (زغال) تغيير سوخت داده اند. بعضى متخصصان معتقدند اين تغيير سوخت گامى به سمت توسعه پايدار است. موضوع فراموش شده در اين منطق، اين حقيقت است كه تمامى سوخت فسيلى مصرف شده براى ساخت پلاستيك ها از مواد خام تجديدپذير (ذرت) مى بايست سوخته شوند تا انرژى توليد كنند، در حالى كه در فرايندهاى پتروشيميايى قسمت عمده اى از سوخت به محصول نهايى تبديل مى شود.
سوزاندن سوخت بيشتر باعث وخيم تر كردن مشكل ديگرى مى شود كه آن افزايش انتشار گازهاى گلخانه اى مثل دى اكسيدكربن است. همچنين به طور طبيعى ديگر انتشارات مرتبط با احتراق سوخت فسيلى، مثل دى اكسيد گوگرد نيز افزايش مى يابد. اين گاز باعث توليد باران اسيدى مى شود و مورد نگرانى است. بايد توجه داشت كه هر فرايندى كه انتشار چنين گازهايى را افزايش دهد، در تقابل با پروتكل كيوتو قرار مى گيرد. اين قرارداد ناشى از كوشش بين المللى است كه توسط سازمان ملل به منظور تصحيح كيفيت هوا و محدود كردن گرم شدن جهانى از طريق كاهش دى اكسيدكربن و ديگر گازهاى مسئول در اتمسفر برقرار شده است.
چنين نتيجه گيرى از تحليل هاى ارائه شده، اجتناب ناپذير است. مزيت زيست محيطى رشد پلاستيك ها در گياهان در سايه مضراتى چون افزايش مصرف انرژى و افزايش انتشار گازها قرار گرفته است. به نظر مى آيد PLA تنها پلاستيك گياهى باشد كه بتواند در اين زمينه رقابت كند. گرچه اين راه حل به اندازه ساخت PHA در گياه مناسب نيست، اما داراى مزايايى است كه يك فرايند را با بازده جلوه گر مى كند. يعنى نياز به انرژى كم و درصد بالاى تبديل (بيش از ۸۰ درصد از هر كيلوگرم از شكر گياهى در محصول نهايى ظاهر مى شود). اما به رغم PLA بر پلاستيك گياهى، حين توليد اين پلاستيك به ناچار مقادير بيشترى گاز گلخانه اى نسبت به
با مصرف بهینه کودهای پتاسیمی سرخشکیدگی درختان پسته: از بین می رود | |
|
با رعایت اصول مصرف بهینه کودهای پتاسیمی در باغات پسته، عارضه خشکیدگی درختان آن بهبود پیدا می کند.به گزارش سرچشمه پور دانشجوی دکتری گروه خاکشناسی دانشگاه تهران در مقاله ای به ضرورت کوددهی پتاسیم در افزایش محصول پسته با بهبود کیفیت پرداخته است.در مقدمه این مقاله آمده است: سطح زیرکشت پسته ایران در حال حاضر حدود 420 هزار هکتار برآورد شده که 4/74 درصد آن بارور است. میزان تولید سالانه این محصول 335 هزار تن و متوسط عملکرد 753 کیلوگرم در هکتار است. پسته یکی از مهمترین محصولات باغی و از عمده ترین محصولات صادراتی غیرنفتی کشور است که با رعایت اصول مصرف بهینه کودی مخصوصا کودهای پتاسیمی، به سهولت می توان عملکرد هکتاری این محصول را تا حد پیش بینی شده در برنامه های چهارم توسعه و چشم انداز 20 ساله کشور افزایش داد.این مقاله در خصوص مشکلات پسته می افزاید: تغذیه نامتعادل، عدم مصرف کودهای پتاسیمی در سالهای گذشته و تخلیه آنها و نامطلوب بودن کیفیت آبهای آبیاری سبب پایین آمدن عملکرد، بوجود آمدن عارضه ریزبرگی، زردی، ریزش جوانه های گل و از همه مهمتر مهیا شدن شرایط برای بوجود آمدن عارضه زردی عمومی و شیوع برخی از بیماریها در درختان پسته شده است.بررسی ها در خصوص علل خشکیدگی سرشاخه های درختان پسته نشان داد که عامل عمده خشکیدگی سرشاخه های این درختان سرمای چند درجه زیرصفر زمستان یا گرمای 55 درجه تابستان نیست، بلکه این سرشاخه ها در اثر استمرار کمبود عناصر غذایی و مصرف نامتعادل کودها ضعیف شده و سپس درختان به انواع بیماریها و آفات مبتلا می شوند و در نهایت به خشکیدگی سرشاخه ها منجر می شود.نتایج تحقیقات در مورد نقش پتاسیم در پسته حاکی از آنست که وجود پتاسیم در شرایط کمبود آب و شوری مناطق پسته خیز بسیار مورد توجه بوده است اندازه، رنگ و خاصیت انباری میوه را بهبود بخشیده و باعث افزایش مقاومت گیاه به آفات، بیماریها، سرما و خشکسالی می شود. |
زعفران بيخوابي را رفع مي كند:
از زعفران مي توان جهت رفع بيخوابي هاي منشاء تحريكات مغزي استفاده كرد. زعفران با نام علمي Crocus sotrvus گياهي است چند ساله به ارتفاع 10 تا 30 سانتيمتر كه داراي پيازي سخت و مدور، گوشتدار و پوشيده از غشاهاي نازك و قهوه اي رنگ است. از وسط پياز زعفران كه در واقع قاعده گياه به حساب مي آيد، تعدادي برگ هاي دراز و باريك خارج مي شود كه سطح فوقاني آنها رنگ سبز تيره ولي سطح تحتاني سبز روشن دارد.گل هاي زعفران ظاهر لوله اي باريك و دراز به رنگ بنفش وبا برحسب واريته هاي گياه به رنگ هاي گلي و ارغواني ديده مي شود و پرورش زعفران در نواحي مختلف خراسان و نقاط مساعد كشور صورت مي گيرد.گل هاي زعفران داراي 3 پرچم و مادگي آنها مركب از خامه دراز منتهي به كلاله سرشاخه به رنگ قرمز نارنجي است كه تحت نام زعفران وارد بازار مي شود.زعفران موجبات سهولت هضم را فراهم مي سازد و اثر محرك بر روي سلسله اعصاب دارد. اين گياه مسكن سرفه در برونشيت هاي مزمن است و آن نيز به علت اثر بي حس كننده آن بر روي انتهاي اعصاب حباب هاي ريوي است.زعفران در درمان حالات تشنجي و درد دندان موثر است و به صورت دم كرده 5/0 تا 2 گرم در ليتر مورد استفاده قرار مي گيرد
|
|
براي مبارزه با انگل ها در آغاز تابستان مزارع را: شخم عميق بزنيد
شخم عميق در ابتداي فصل تابستان، جمعيت نماتد گره در ريشه گياهاني چون خرما، گوجه فرنگي، بادمجان، توتون و... را به طور قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد.به گزارش خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا)- براساس بررسيهاي انجام شده توسط پژوهشگران. نماتد گره ريشه با نام علمي Meloidogyne Javanica يكي از مهمترين و خطرناكترين موجوات انگلي است كه وجود آنها در خاك مزارع باعث ايجاد گره ها، گال ها يا غده هايي بر روي ريشه گياهان مي شود.اين موجودات در نخلستانهاي خرما و مزارع گوجه فرنگي، بادمجان و توتون يكي از مهمترين عوامل محدودكننده رشد گياه و كاهش محصول هستند.قسمت هاي هوايي گياهان آلوده به نماتد داراي علائمي شبيه به كمبود آب يا مواد غذايي هستند. همچنين ضعف عمومي، زردي، پژمردگي و كوتولگي اندام هاي هوايي گياه از ديگر نشانه هاي حمله نماتد است.انتقال خاك، آب و گياه آلوده به مزارع بوسيله ادوات كشاورزي و... باعث گسترش نماتدها مي شود و شخم عميق در اول تابستان و رعايت تناوب زراعي با گياهان غيرميزباني چون كنجد، ذرت، گندم و گياهان مقاوم موجب كاهش جمعيت اين موجودات خواهد شد.براي كنترل شيميايي نماتد گره ريشه در سطوح كوچك از جمله گلخانه ها و نهالستانها سموم تدخيني چون متام سديم و متيل برومايد توصيه شده است.همچنين در مكان هايي كه شدت آلودگي و جمعيت نماتد پايين باشد مي توان مقادير زيادي كود آلي و سبز را زير سايه انداز درخت به خوبي با خاك مخلوط كرد تا ضمن تقويت گياه، جمعيت عوامل كنترل بيولوژيك نيز
عملكرد محصول جو تا 6 برابر افزايش مي يابد:
با برداشت به موقع پنبه عسلك را كنترل كنيد:
برداشت به موقع پنبه براي جلوگيري از آلوده شدن اين محصول به شيره عسلك در كنترل عسلك پنبه موثر است.به گزارش خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا) – عسلك پنبه با نام علمي Bemisia tabaci از آفات مهم پنبه در نواحي معتدل و گرم و خشك ايران است كه اين حشره با تغذيه از شيره آوندهاي آبكش گياهان ميزبان، انتقال عوامل بيماريزاي ويروسي و ترشح عسلك روي طيف وسيعي از گياهان زراعي، زينتي و مرتعي خسارت ايجاد مي كند.پنبه، آفتابگردان، سيب زميني، گوجه فرنگي، بادمجان، طالبي، هندوانه، لوبيا و كنجد را مي توان از جمله ميزبان هاي اين آفت نام برد.براساس يافته هاي پژوهشگران رنگ اصلي بدن اين حشره زرد ليمويي است ولي بدليل پوشيده شدن سطح بال ها و بدن از گرد موي سفيد رنگ، رنگ ظاهري حشره سفيد به نظر مي رسد، اين حشره زمستان را به صورت تخم، حالات مختلف لاروي و يا ندرتا حشره كامل روي علف هاي هرزي نظير ختمي، شير تيغك و پيچك بسر مي برد.محققان بهترين ميزبان تابستانه اين آفت را بوته هاي خربزه عنوان كرده اند. عسلك پنبه از طريق مكيدن شيره پرورده از آوند آبكش سبب ضعف بوته ها شده و با ترشحات خود باعث چسبندگي الياف و توسعه قارچ ها مي شود. چسبندگي الياف از مهمترين و خطرناك ترين خسارات آفت محسوب مي شود، زيرا كيفيت محصول و در نتيجه ارزش صادراتي آن را به ميزان قابل توجهي كاهش مي دهد.تحقيقات حاكي از آنست كه روشهاي زراعي مانند كندن و سوزاندن بوته هاي پنبه و گياهان هرز ميزبان بلافاصله بعد از اتمام برداشت محصول، هراكش نمودن پنبه در بهار كه بايد طوري برنامه ريزي شود تا كشت پنبه در اواسط ارديبهشت ماه خاتمه يابد، زراعت پنبه بعد از جاليز و آفتابگردان و يا با رعايت فاصله كافي با آنها از جمله روشهاي كنترل اين آفت است.همچنين شخم عميق محصولات جاليزي مزرعه پس از خاتمه فصل برداشت كه در نتيجه بقاياي محصول از بين رفته و پناهگاهي براي حشرات زمستانگذران باقي نماند، تبديل روشهاي كشت كرتي، كشت رديفي و برداشت به موقع محصول پنبه براي جلوگيري از آلوده شدن به شيره عسلك در كنترل عسلك پنبه موثر واقع مي شود.Encarsiasp و Eretmocerus زنبورهايي هستند كه به عنوان پارازيتوئيد شفيره هاي عسلك پنبه گزارش شده اند.در پايان بايد توجه داشت كه عسلك پنبه در سال چندين نسل ايجاد مي كند. در صورتي كه به طور يكنواخت و مكرر به وسيله حشره كش ثابتي با آن مبارزه شود خيلي زود حشره كش به كار برده شده تاثير خود را از دست مي دهد لذا بايد مرتبا سموم مورد
براي اولين بار در ايران: گياه كلزاي مقاوم به علف كش گلايكوسيت توليد شد:
خواص دارويي گياهان زيتون زخم هاي دهان را از بين مي برد:
جويدن برگ زيتون براي از بين بردن زخم هاي دهان مفيد است.به گزارش خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا)- زيتون با نام علمي Olea europaea درختچه اي است به ارتفاع تقريبا سه متر كه با پرورش در شرايط مساعد ارتفاع آن به حدود 12 متر و قطر تنه اش به 3 متر مي رسد. چوب درخت زيتون بسيار سخت و مقاوم و رنگ آن زرد است كه خطوطي قهوه اي رنگ در آن وجود دارد.زيتون معمولا در اوايل تابستان شروع به گل دادن مي كند و ميوه آن كم كم ظاهر مي شود و در اواخر تابستان به ثمر مي رسد. در اين هنگام زيتون سبز است و به تدريج تبديل به بنفش و قهوه اي و سپس سياه مي شود بطوري كه در اواخر پاييز كه موقع برداشت ميوه است رنگ آن به كلي تيره است.روغن زيتون خواص فراواني دارد و دفع كننده سنگ كيسه صفرا است كه براي اين منظور بايد آن را با آبليمو مصرف كرد. همچنين روغن زيتون براي رفع سرفه هاي خشك مفيد است.روغن زيتون براي رفع خارش هاي پوستي مفيد است و براي بدن بچه هايي كه مبتلا به نرمي استخوان و كم خوني هستند، روغن زيتون اثر مفيدي دارد و براي رفع پيوره لثه (التهاب لثه) مي توان روغن زيتون را به روي لثه ماليد.دم كرده برگ درخت زيتون تب بر و جوشانده آن برطرف كننده رماتيسم است و پماد ميوه نارس زيتون براي سوختگي مفيد است.
دامپروری
موضوع:دامپروری
نام :میلاد زمانی
کلاس:21
مدرسه : امام علی علیه السلام 1-اصفهان-خمینی شهر
دبیر: باقر رضایی
|
| |||
|
|
| |||
|
| |||
|
|
| |||
|
| |||
|
|
| |||
|
| |||
|
|
| |||
|
| |||
|
|
| |||
|
| |||
|
|
| |||
|
| |||
| ||||
|
| ||||
| ||||
|
|
| |||
|
|
| |||
|
| |||
|
|
| |||
|
| |||
|
|
| |||
|
| |||
بزرگترين منابع پروتئينى حيوانى عبارتند از: شير، گوشت، تخممرغ و ماهي. صرفنظر از تفاوتى که بين منابع پروتئينى ذکر شده وجود دارد، کشورهاى مختلف جهان نيز از منابع فوق به مقادير متفاوتى استفاده مىکنند؛ مثلاً در مورد شير بيشترين مصرف روزانه هر فرد با ۸۹۹ گرم فنلاند و کمترين مصرف روزانه ۲ گرم اندونزي؛ در مورد گوشت شامل مرغ و گوشت قرمز بيشترين مصرف روزانه هر فرد با ۳۱۰ گرم اروگوئه و کمترين مصرف با ۴ گرم هندوستان؛ در مورد تخممرغ بزرگترين مصرف روزانه با ۵۸ گرم اسرائيل و کمترين مصرف با يک گرم در کشورهاى موزامبيک، نيجيريه، هندوستان و در مورد ماهى بيشترين مصرف روزانه هر فرد در کشورهاى افغانستان، سوريه، و بوليوى گزارش شده است
آغل:محل توقف ونگهداري وپرورش گوسفندوبز،آغل ناميده مي شود.
آميخته گري:به روش اختلاط دوياچندنژادمختلف دام جهت افزايش توليدوبهره وري آميخته گري اطلاق مي گردد.
اصطبل:جايگاه نگهداري وپرورش گاو،گاوميش،تك سميهاوشتراصطبل ناميده مي شود.
اطاق منجمد:اطاقي كه داراي برودت بين 20تا25درجه سانتي گرادزيرصفربوده ودرآن گوشتهاي منجمد،درمدت استاندارد، نگهداري گردداطاق منجمدناميده مي شود.
بافت روستايي:روستاهاوحوالي آن كه،كه داراي سنتهاي توليدي وروابط اجتماعي خاص خودهستندوعمدتا"،متكي برتوليدات كشاورزي باشند بافت روستايي ناميده مي شود.
پروانه:مجوزي است كه ازسوي وزارت جهادكشاورزي به منظوراحداث يابهره برداري واحدهاي دامپروري وپرورش انواع دام ياكارخانجات وكارگاههاي موضوع اين كتاب،توسط سازمان جهادکشاورزی دراستانهاي كشورصادروتنهامجوزمعتبربراي ارائه خدمات وتسهيلات توسط كليه دستگاهها مي باشد.
- ((پروانه بهره برداري)) ،پروانه اي است كه،متعاقب پروانه تاسيس به منظورشروع فعاليت وبهره برداري دامداري،كارخانه وكارگاه ،پس ازتكميل تاسيسات وتجهيزماشين آلات صادرمي شود.
-((پروانه تاسيس))،پروانه اي است كه به منظوراحداث يك واحددامداري،كارخانه وكارگاه تازه تاسيس صادرمي گردد.
پرواربندي:روشي ازبهره برداري دامداري است،كه درآن،دامهاي مستعدرشد(بره،گوساله)براي دوره مشخصي به منظورافزايش وزن وتوليدگوشت باتغذيه فشرده ودستي نگهداري مي شوند.
پست يادفترخدمات دامپروري:واحدي است كه به منظور ارائه خدمات مشاوره اي درزمينه مديريت،پرورش ،توليد،اصلاح نژاد تغذيه وجايگاه انواع دام وهمچنين انجام عمليات تلقيح مصنوعي،ركوردشيري وثبت مشخصات وديگرخدمات موردلزوم دامپروري توسط كارشناسان دامپروري تاسيس مي گردد.
پست دامپزشكي:واحدي است كه درداخل دامداريهاي مجتمع ياميادين دام وهمچنين،مجتمع هاي دامپروري ودامداريهابمنظور اجراي عمليات دامپزشكي وپيشگيري ودرمان دامهابه كار رود،پست دامپزشكي ناميده مي شود.
تركيب گله:متوسط نسبت درصدمطلوب گروههاي سني وجنسي مختلف تشكيل دهنده گله،تركيب گله ناميده مي شود. مثلادريك گله داشتي گوسفنددرفصول بعداززايش،تركيب گله به طورمتوسط شامل 50درصدميش مادر،36درصدبره نر وماده،12درصدبره ميش (ماده يك تايك ونيم سال)و2درصدقوچ است.همچنين،دريك گله درفصول مختلف ،تركيب گله به طورمتوسط 49درصدگاومادر مولد،5/34درصدگوساله نروماده،5/15درصدتليسه و1درصدگاونرتخمي است.
جايگاه:هرنوع محل نگهداري دام،اعم ازمسقف ياغيرمسقف،جايگاه ناميده مي شود.
جدول فواصل:جدولي است كه،ضميمه كتاب دامپروري است وفاصله مجازمحدوده تاسيساتي دامداري ياكارخانه وكارگاه با محدوده تاسيساتي واحدهاي مشابه وغيرمشابه وهمچنين ،عوارض تاسيساتي،عوارض طبيعي ومناطق مسكوني درآن ذكرشده است.
حريم روستا:به محدوده اطراف هرروستا،كه براساس عرف وفرهنگ روستائيان،جهت نيازهاي زيستي وچراگاه دام وسايرچهارپايان وعبورومرورمورداستفاده قرارگيردحريم روستااطلاق مي شود.
حيوانات پوستي،پشمي،كركي:به حيواناتي كه اهميت اقتصادي پرورش آنها بيشترمتكي به توليدات پوست،پشم وكرك باشد، اطلاق مي گردد.
دام:دام به حيوانات اهلي،انواع طيوروآبزيان،زنبورعسل،كرم ابريشم،حيوانات آزمايشگاهي وحيوانات باغ وحش،كه براي پرورش ونگهداري قابليت داشته باشند،دام اطلاق مي شود.
دام آميخته:به نتايج حاصل ازاختلاط دوياچندنژادمختلف،به منظورافزايش توليدبهره وري،دام اطلاق مي شود.
دام اصيل:به نژادخالص يك نوع دام باصفات كمي وكيفي مشخص وبرتروبه منظور بهره برداري خاص،دام اصيل گفته مي شود.
دام داشتي:گله اي راكه معمولا"به منظورتكثيروتوليد مثل نگهداري مي گرددودراين شيوه بهره برداري همواره وبه طورمتناوب دامهاي جوان جايگزين دامهاي وازده وحذفي مي شوند،دام داشتي مي گويند.
دام مادرمولد:دام زاينده يك گله،دام مادرمولدناميده مي شود.معمولا"درگله هاي داشتي گاووگوسفند،جمعيت هاي مولد حدودنصف جمعيت كل گله راتشكيل مي دهد.
دامپرور:به شخصي كه بااستفاده از روشهاي علمي وفني دامپروري اقدام به پرورش وانواع دام بنمايداطلاق مي گردد.
دامپروري:به علم رورش ونگهداري دام درزمينه هاي ابزاروتكنولوژي،مديريت،تغذيه واصلاح نژادكه درجهت دستيابي به عملكردهاي مطلوب توليدي اعمال مي شود،دامپروري گويند.
دامپزشكي:علم شناخت بيماريهاي دام جهت پيشگيري،مبارزه،كنترل،ريشه كني ودرمان اين بيماريها،براي جلوگيري ازضايعات وارده به توليدات دامي وتوسعه بهداشت درجامعه رادامپزشكي مي گويند.
دامدار:به شخصي كه به پرورش ونگهداري يك ياچندنوع دام اشتغال داشته باشد،دامدارگفته مي شود.
دامداري:به محل پرورش يانگهداري انواع دام،به منظورانواع بهره برداري،پرورش وتوليد،اصلاح نژاد،دامداري گفته مي شود.
دامداري صنعتي:نگهداري وپرورش يكي ازانواع دام را،بااستفاده ازشيوه هاي متداول وپيشرفته علم دامپروري وبارعابت اصول مديريت، درزمينه پرورش،تغذيه،بهداشت واصلاح نژادرادامداري صنعتي مي گويند.
دامداريهاي مجتمع(مجموعه دامدايها):به تعدادي دامداري كه درآنهايك نوع دام باشيوه بهره برداري واحد،توسط يك شركت متشكل ازچنددامدارودرواحدهاي مجزانگهداري مي شوندومعمولا"درجوارهم مجموعه واحدي راتشكيل مي دهند،دامداريهاي مجتمع مي گويند.
روستا:به محل محدودومشخص وخارج ازبافت شهري اطلاق مي گردد،كه حداقل داراي 20خانوارساكن باشدودرآن، فعاليتهاي كشاورزي ودامپروري وبعضا"صنعتي،به صورت متمركزياپراكنده انجام مي شود.
شاخص پرورش:مشخصات يك واحددامداري كه درآن:نوع،نژادوروش بهره برداري درپروانه هاي صادره آن واحد مشخص مي گردد،شاخص پرورش ناميده مي شود.
شاخص توليد:مشخصات يك كارخانه ياكارخانه كه نوع وشيوه بهره برداري آن درپروانه صادره مشخص مي گردد، شاخص توليدناميده مي شود.
صنايع بزرگ:به واحدهاي صنعتي مانند توليد سيمان وگچ وكوره هاي آجرپزي كه باسوخت مازوت كارمي كنند ونيزبه واحدهاي چرم سازي ونظايرآنها،كه داراي ضايعاتي هستندوبرحيات دام تاثيرسوءدارند،صنايع بزرگ گفته مي شود.
صنايع كوچك:به واحدهاي صنعتي متفرقه،ازقبيل:سنگبري وموزائيك سازي ونظايرآنها،كه به هرصورت داراي ضايعاتي هستند،صنايع كوچك گفته مي شود.
صنايع متوسط:واحدهاي صنعتي نظير:كارخانه چوب بري،ريسندگي،بافندگي،كوره هاي آجرپزي گازسوزوغيره را،كه ضايعات آنهاتاثيرسوءبرحيات دام ندارد،صنايع متوسط مي نامند.
ضوابط نظام:اصول وضوابطي است،كه دراين كتاب براي،نظام دامپروري تعريف شده است.
طرح مرتعداري:برنامه مدوني كه براساس آن،كليه اقدامهاي لازم درموردحفظ،احياء،توسعه وبهره برداري صحيح مراتع،به منظورداشتن توليدات مستمرمرتعي وبرحسب زمان،مكان،نوع وميزان برداشت صورت گيرد،طرح مرتعداري ناميده مي شود.
ظرفيت مجاز:ظرفيتي است كه براساس استانداردهاي تراكم گله درواحدسطح ومتناسب باسطح زيربنادرپروانه قيد مي گردد.
ظرفيت بالفعل:به تعداددام ياطيودموجوددرواحدهاي پرورش دام وطيور،كه ممكن است كمتريابيشترازظرفيت مجازباشد، ظرفيت بالفعل مي گويند.
ظرفيت بالقوه:درخصوص واحدهاي پرورش دام وطيور،حداكثرظرفيت جايگاه(براساس مباني اعلام شده در((نظام)) ) ودرشرايط عشايري ظرفيت قيدشده درپروانه چرا،ظرفيت بالقوه يك واحددامداري ناميده مي شود.
عوارض تاسيساتي:محدوده حريم فرودگاهها،جاده ها،راه آهن،واحدهاي صنعتي،شبكه هاي اصلي انتقال آب وبرق وموادنفتي درجدول فواصل،عوارض تاسيساتي خوانده مي شود.
عوارض طبيعي:عوارضي چون:رودخانه،دريا،كوه،تپه،جنگل وغيره كه بعضي از آنها درجدول فواصل قيد شده است، عوارض طبيعي خوانده مي شوند.
كارخانه:واحدهايي كه به منظورجوجه كشي،تهيه فرآورده هاي لبني، خوراك دام وطيوريامواداوليه،ساخت آنها احداث گرديده يامي گردند،دراين كتاب،كارخانه ناميده مي شوند.
كشتارگاه:به كارگاههايي اطلاق مي گردد كه درآن عمل كشتار قطعه بندي وبسته بندي انبوه دام ياطيورصورت مي گيرد.
كشتارگاه سنتي:كشتارگاه سنتي به محلي گفته مي شودكه بدون رعايت اصول فني وبهداشتي انواع دام وطيور درآن كشتارمي شود.
كشتارگاه صنعتي: به كشتارگاهي گفته مي شود،كه كليه تاسيسات وماشين آلات مربوط به عمليات كشتار،قطعه بندي،بسته بندي،تونل انجماد،سردخانه،تبديل ضايعات،تصفيه ضايعات ،تصفيه فاضلاب و....بارعايت كليه اصول فني وبهداشتي احداث شده باشد.
كشتارگاه نيمه صنعتي:به كشتارگاهي اطلاق مي گرددكه ازنظراصول،مطابق بامعيارهاي فني وبهداشتي بوده،ولي قسمتي ازعمليات به علت فقدان برخي ازماشين آلات كشتار به صورت دستي انجام شود.
كل گله:مجموع تعداددام گله،شامل:كليه گروههاي سني وجنسي(جمع تركيب گله)،كل گله ناميده مي شود.
كميسيون استاني: تركيبي است از:
- رياست سازمان جهادسازندگي استان به عنوان رئيس كميسيون.
- معاونت اموردام جهادسازندگي استان به عنوان عضو.
- ورئيس شبكه دامپزشكي استان به عنوان عضومي باشدكه جهت رسيدگي به مسائل صدورپروانه دراستان تشكيل مي گردد، كميسيون استاني ناميده مي شود.
كميسيون مركزي:تركيبي است از:
- معاون وزيردراموردام يانماينده تام الاختيار ايشان به عنوان رئيس كميسيون.
- رئيس سازمان دامپزشكي يانماينده تام الاختيارايشان به عنوان عضو.
- مديركل نظارت بر بهداشت عمومي سازمان دامپزشكي به عنوان عضو.
- مديركل پرورش واصلاح نژاددام به عنوان عضو.
- مديركل پرورش واصلاح نژادطيوروزنبورعسل كه به منظوررسيدگي به مسائل صدورپروانه درسطح كشوردرمحل معاونت اموردام تشكيل مي گردد،كميسيون مركزي اطلاق مي گردد.
مجتمع دامپروري:به محلي كه در آن يك ياچند دامداري صنعتي به همراه يك ياچند كارخانه وخدمات موردنيازفني ورفاهي وجودداشته باشد،مجتمع دامپروري گويند.
مجوزبهداشتي:مجوزي كه به منظوررعايت مسائل بهداشتي وقرنطينه اي بهره برداري ازكارخانجات وكارگاههاي موضوع اين نظام كه مجوزآنها راوزارت صنايع ياديگردستگاههاصادرمي نمايند،توسط سازمان دامپزشكي صادر مي شود.
محدوده شهر:محدوده اي كه دراطراف شهرها توسط شهرداريها مشخص واعلام مي گردد،محدوده شهرناميده مي شود.
مديرفني توليد:كارشناس دامپروري است كه مسئوليت امورفني توليد واحدهاي دامپروري وياكارخانجات وابسته رابه عهده داردودرقبال دارنده پروانه وارگانهاي ذيربط مسئول مي باشد.
مديرفني بهداشت: كارشناس دامپروري است كه مسئوليت اموربهداشتي واحدهاي دامپروري وكارخانجات مربوطه را عهده داربوده ودرقبال دارنده پروانه وارگانهاي ذيربط مسئول مي باشد.
مرتع:مرتع زميني است كه حداقل مدتي ازسال پوششي ازگياهان خودرويادست كاشت باشد وعرفا"نيز،مرتع شناخته شود.
مناطق مسكوني: شهرها،شهركها وروستاهاكه به نحوي ازانحاءداراي جمعيت وسكنه هستند،درجدول فواصل،مناطق مسكوني خوانده مي شوند.
ميدان دام كشتاري: محلي كه دامهاي قابل كشتار،موقتا"درآن نگهداري شود،ميدان دام كشتاري ناميده مي شود.
ميدان عرضه دام:محلي كه توليدكنندگان دام،دامهاي خودراجهت فروش درآنجا عرضه مي نمايند،ميدان عرضه دام خوانده مي شود.
نحوه بهره برداري: روش توليديانگهداري دام ياطيور،دريك واحد دامداري،كارخانه وكارگاه راكه درآن شيوه بهره برداري دام يانوع توليدات كارخانه وكارگاه مشخص مي شود،شيوه يانحوه بهره برداري مي نامند.
نظارت بهداشتي:به كليه اقدامات نظارتي كه سازمان دامپزشكي براساس وظيفه انجام مي دهدنظارت بهداشتي مي گويند.
نظام دامپروري:به مجموعه اعمال وضوابط اجتماعي،فني،اقتصادي وبهداشتي كه درجهت نگهداري،پرورش،اصلاح نژاد وبهره وري انواع دام وبكارگيري صنايع وابسته ودرنهايت عرضه محصولات سالم وتامين نهاده ها وارتباط دامداران بايكديگر وباسايربخشهاي اقتصادي،اجتماعي ودستگاههاي ذيربط دولتي اعمال مي شود،نظام دامپروري مي گويند.
نقشه الگوئي: نقشه نمونه اي كه جهت احداث بعضي ازدامداريها وكارخانجات،براساس اصول فني وعلمي تهيه شده است، نقشه الگوئي خوانده مي شود.
نقشه تيپ: نقشه يكنواختي كه جهت احدث انواع دامداري باظرفيتهاي گوناگون وبراي اقاليم چهارگانه مختلف وبراساس اصول فني وعلمي تهيه شده است،تيپ نقشه خوانده مي شود.
واحدتوام: واحدهائي كه درآنهاپرورش ونگهداري يك نوع دام بادوياچندروش بهره برداري به همراه يك ياچندكارخانه مربوط صورت گيرد،واحدتوام ناميده مي شود.
واحدزنجيره اي: واحدهائي كه درآنها كليه مراحل توليد،ازتهيه وتبديل موادخام اوليه خوراك تاعرضه محصول به بازار مصرف صورت گيرد،واحدزنجيره اي ناميده مي شود.
واحدعلوفه اي: ارزش غذايي يك كيلوگرم جوراواحدعلوفه اي نامند، ارزش غذايي مواداوليه خوراك مي توانند، باواحد علوفه اي سنجيده شود.
کاربرد هورمون رشد در دامپروری
آرش جوانمرد
کارشناس ارشد ژنتیک و اصلاح نژاد دانشگاه تهران
Simpson و همكاران (1920) براي اولين بار گزارش نمودند كه عصارهِ هيپوفيز، موشهارا وادار به شيردهي ميكند. در سال 1945 شيميداني به نام Leeموفق به جداسازي هورمون رشدگاوي از عصارهِ هيپوفيز گرديد. در سال 1949 موِسسه ملي تحقيقات انگليس سه مادهِ هورمون رشدو پرولاكتين و ACTHاز غدهِ هيپوفيز نشخوار كنندگان را به عنوان هورمونهاي موِثر در شيردهيعنوان كرد. در سال 1982 اولين بار هورمون رشد نو تركيب در حيوانات اهلي مورد استفاده قرارگرفت.
محل ترشح، ساختمان شيميائي
هورمون رشد كه به نام سوماتوتروپين نيز شناخته شده است از 40-30 درصد سلولهاي بتاقدامي هيپوفيز ترشح ميشود. سوماتوتروپين گاوي داراي 190 يا 191 اسيد آمينه و با وزن مولكولي22500 دالتونKD)22(ميباشد. هورمون رشد داراي دو زنجيره پلي پپتيدي است كه در طول هرزنجيره 4 ناحيه آلفاهليكس وجود دارد و همچنين هورمون رشد داراي دو جايگاه فعال براي اتصال باگيرندهاش است. گوسفند و گاو در اسيدآمينه 126 هورمون رشد متفاوت هستند كه جايگزيني ايناسيدآمينه به صورت لوسين و والين است .
هورمون رشد و پرولاكتين و لاكتوژن جفتي داراي تشابه قابل ملاحظهاي در توالي هستندشباهت اسيدآمينه در هورمون رشد انساني و لاكتوژن جفت حدود 85 درصد و شباهت اسيد آمينه در هورمون پرولاكتين انساني و هورمون رشد53 درصد ميباشد. پرولاكتين و هورمون رشد از يكخانواده هستند كه به نظر ميرسد بعد از تكامل مهرهداران از يكديگر مشتق شدهاند بعلاوه در ماهيتوالي پروتئيني حد واسط اين دو هورمون بدست آمده است .
مشابهت توالي اسيدآمينه هورمون رشد گاوي با ديگر گونههاي پستاندار 98 درصد و با انسان66 درصد ميباشد. اين تفاوت ممكن است آثار منحصر بفردي را ايجاد كند. شايد به همين دليلهورمون رشد انساني هم لاكتوژنيك و هم سوماتوژنيك است ولي هورمون رشد موش قوياسوماتوژنيك ميباشد .
بررسي ساختمان شيميايي هورمون رشد در گونههاي مختلف
توالي اسيد آمينه هورمون رشد در خوك و گاو داراي 90% مشابهت ميباشد اما توالي اسيدآمينه در خوك(PST)و گاو(bST) بطور محسوسي با توالي اسيد آمينه انسان متفاوت است. تزريقهورمون رشد خوك و ميمون در خوكچه هندي اثر زودگذر داشته كه احتمالإ علت آن را تشكيل سريعآنتي بادي ضد هورمون رشد ميدانند
كنترل ترشح هومورن رشد و عوامل موِثر آن
ترشح هورمونهاي قدامي هيپوفيز تحت كنترل هورمونهاي خاصي است كه توسط هيپوتالاموس ساخته و باعث تحريك يا مهار ترشح هورمونهاي قسمت قدامي هيپوفيز ميشوند.دو هورمون از هيپوتالاموس ترشح ميشود كه مستقيما از طريق وريدهاي كوچك سيستم باب هيپوتالاموس - هيپوفيز به غده هيپوفيزقدامي منتقل ميشوند يكي از اين هورمونها مهاركنندهِ هورمون رشد يا سوماتواستاتين(SS)بوده كه سبب كاهش ترشح هورمون رشد ميشود و هورمون ديگر هورمون آزادكنندهِ هورمون رشدGHRHF)) كه سبب افزايش ترشح هورمون رشد ميگردد.هورمون اخير در تحريك سنتز هورمون رشد و رونويسي آن دخالت دارد.مهار كنندهِ هورمونرشد داراي 114 اسيدآمينه و آزادكنندهِ هورمون رشد داراي 40 الي 41 اسيدآمينه ميباشد .
هورمون مهم ديگري كه در تنظيم عمل هورمون رشد نقش عمدهاي دارد به نام عامل رشدشبه انسولين(IGF-I)) يا سوماتومدين Cنام دارد كه توسط كبد ساخته ميشود هم عوامل رشدشبه انسولينIونوع دوم آن(IGF-II) در گاوها يافت ميشود. هر دوپپتيد داراي وزن مولكوليتقريبي 7500دالتون ميباشند(IGF-I.داراي 70 اسيدآمينه و(IGF-II)داراي 76 اسيدآمينهاست. توالي اسيدآمينه درIGF-Iگاو مشابه انسان است ولي تواليIGF-II در سه اسيدآمينه با نوعانساني متفاوت است بنابراين احتمالا هورمون رشد سبب افزايشIGF-I از طريق كبد شده وهمچنين ممكن است توليد موضعيIGF-Iدر ساير بافتها را تحريك كند
آثار كلي هورمون رشد
اطلاعات بدست آمده از حيوانات ترانسژنيك تاءييد كنندهِ اين حقيقت است كه هورمون رشددر بسياري از فعاليتهاي بيولوژيك نقش محوري دارد. هورمون رشد به عنوان يك هورمون موِثر درمتابوليسم ليپيدها شناخته شده است و منجر به افزايش تحرك چربي ميشود. در آزمايشات in vitroنشان داده شد كه هورمون رشد باعث افزايش ليپوليز در بافتهاي ذخيره چربي (آديپوز) جوجهميشود
Feng و همكاران (1998) هورمون رشد رابه عنوان هورمون كليدي در فرآيندهاي متابوليكي مانند رشد، توليد مثل پيري و پاسخهاي ايمينولوژيكي معرفي نمودند. ديگر محققان در طيورتاثير هورمون رشد را روي وزن بلوغ، چاقي و توليد تخم مرغ تاييد نمودند.
Aggrey و همكاران (1998) گزارش نمودند كه اين هورمون در گاوهاي شيري بر شيردهي توسعه غددپستاني موِثر ميباشد .. خزعلي و همكاران (13771) نشان دادند كه هورمون رشد درجنس ماده شتر بيشتر از جنس نر است كه گفته ميشود اين امر به علت اثر افزاينده استروژن بر ترشحهورمون رشد است
در خوك تاثير هورمون رشد در بازده مصرف خوراك و توليد گوشت به اثبات رسيده ومشخص شده كه كمبود هورمون رشد ميتواند با تاءخير در بلوغ ارتباط مستقيم داشته باشد.Kuhnleinو همكاران (1997) در يك بررسي ديگر تاءثير هورمون رشد در كنترل اشتها، رشدتركيبات بدن، پيري و توليد مثل را گزارش نمودند. در گوسالهها تزريق هورمون رشد باعث 3 الي 25 درصد بهبود در افزايش وزن گرديده است.تزريق هورمون رشد در گاوهاي شيري 23 الي 41 درصد توليد شير را افزايش داده است. محققان ديگر نيز تاءثير هورمون رشد بر روي فعاليت تخمدان و اسپرماتوژنز و همچنين افزايش لنفوسيتهاي خون را بررسي نمودند و تاثير بيترديد هورمون رشد در توليدمثل و افزايشقدرت سيستم ايمني و مقاومت به بيماري را يادآور شدند
جدول 2-7- آثار فيزيولوژيكي هورمون رشد در حيوانات اهلي در طول رشد و شيردهي Burtonet.1994)
افزايش ذخيره و سنتز پروتئين
ماهيچه اسكلتي افزايش مصرف گلوكز و اسيد آمينه
افزايش بازده و استفاده از اسيد آمينه
افزايش سنتز شير و تركيبات طبيعي آن
افزايش مصرف مواد مغذي در جهت سنتز شير
بافت پستاني افزايش فعاليت ترشحي هر سلول
حفظ و تداوم فعاليت ترشحي سلولهاي مولد شير
افزايش حجم جريان خون متناسب با افزايش توليد شير
كاهش سنتر چربي حتي در شرايط تعادل مثبت انرژي
بافت چربي افزايش ميزان ليپوليز حتي در شرايط تعادل منفي انرژي
كاهش اثر تحريكي انسولين در متابوليسم گلوكز و سنتز ليپيد
افزايش نقش تحريك كاتوكولامينها در فرآيند ليپوليز
افزايش جذب كليسم و فسفر براي سنتز شير با رشد استخوان
بافت روده كوچكافزايش توانائي ويتامينD3 در تحريك متصل شدن كلسيم به پروتئين
افزايش اتصال كليسم به پروتئين
افزايش جريان خون(براي سنتزهرليترشيرحدود 400-300 ليترخون درپستان لازم است)
افزايش غلظت عامل رشد شبه انسولين(IGFI)در كبد
جريان عمومي خون كاهش اكسيداسيون اسيد آمينه و نيتروژن اوره خون
كاهش فيلتراسيون گلوكز
كاهش اكسيداسيون گلوكز
افزايش پاسخ ايمني بدن
اثر هورمون رشد در توليد شير
يكي از آثار كلي كاربرد هورمون رشد بهبود بازده توليد شير ميباشد كه از طريق:
نقش هورمون رشد بر ظرفيت سنتز شير در پستان بوسيلهِIGF-I
نقش هورمون رشد در تشديد و تاءمين مواد غذائي
نقش هورمون رشد در تشديد خون
اعمال ميگردد. گاوهاي شيرده در مقايسه با گاوهاي گوشتي داراي هورمون رشد بيشتر و انسولينكمتري هستند و اين امر در ارتباط با حركت عناصر غذائي بسوي غدد پستاني براي سنتر شيرميباشد. انتخاب براي توليد شير موجب افزايش سطح هورمون رشد در خون ميشود بنابراين تغييردر سطح هورمون رشد ميتواند شاخصي براي پتانسيل توليد شير باشد. گزارشات متعدد حاكي ازاين مطلب است كه تزريق هورمون رشد به مقدار قابل ملاحظهاي 41-23 درصد، توليد شير راافزايش ميدهد .
اثر هورمون رشد بر ايمنيتمايز لنفوسيتها در محيط آزمايشگاهيin vitro بوسيلهِ هورمون رشد افزايش يافته و مشاهده شدهاست كه هورمون رشد گاوي و انساني هر دو درصد سلولهاي ماكروفاژ كننده را افزايش ميدهند. همچنين در مورد هورمون رشد انساني مشخص شده كه تشكيل كلني سلولهايT افزايشيافته است. محققان نتيجه گرفتهاند كه بافتهاي ايمني در بدن نه تنها به عنوان بافت هدف هورمونرشد محسوب ميشوند بلكه احتمالا در توليد هورمون رشد نيز نقش دارند. اين مطلب با يافتن mRNA هورمون رشد در لكوسيتهاي تك هستهاي خون و در طحال، تيموس ولكوسيتهاي مغزاستخوان به اثبات رسيده است .
اثر هورمون رشد بر توليد مثل
(Lechniak(1999, نشان داد كه هورمون رشد بر روي عملكرد گونادهاي جنس نر موِش است. عمل هورمون رشد از طريق عامل رشد شبه انسولين(IGFI)واسطهگري ميشود. ثابت شدهكه گيرندههايIGF-Iدر بيضهِ انسان و در ناحيه اكروزوم اسپرم وجود دارد .ممكن استهورمون رشد بوسيلهِ غدد ضميمه تناسلي در جنس نر نيز ترشح شود زيرا بعد از وازكتومي مقدارهورمون رشد غدد تناسلي به طور معني داري كاهش مييابد .
هورمون رشد براي كنترل اعمال متابوليك بيضهها لازم است. هورمون رشد بطور اختصاصي موجب پيشبرد تقسيم اوليهِ اسپرماتوگونيها ميشود و در غياب آن مثلا در كوتولههاي هيپوفيزياسپرماتوژنژ شديدا كاهش مييابد .
افزايش هورمون رشد در تخمدان تاثير گونادوتروپنيها را بر روي تخمدان افزايش ميدهد. لذادر والديني كه در لقاح خارج از رحم و انتقال جنين، پاسخ ضعيفي به گونادوتروپينها دارند، با تيمارهورمون رشد قابل معالجه است.
Chase و همكاران (1998) نشان دادند كه هورمون رشد و گيرنده آن وIGF-Iنقش اساسي در عملكرد طبيعي توليد مثل و رشد فوليكول دارند Koller.و همكاران (1998) نشان دادندكه هورمون رشد تنظيم كننده فعاليت تخمدان است
برخي پژوهشگران عقيده دارند كه با كاهش تدريجي مقدار هورمون رشد بلوغ جنسي آغازميشود. به عبارت ديگر اگر چه تاثير مستقيم هورمونرشد بر ترشح و آزاد شدنLH نشان دادهنشده است ولي به نظر ميرسد كه كاهش غلظت هورمون رشد به عنوان يك علامت متابوليكي بهمغز محسوب ميشود و احتمالا باعث تاءثير بر فاكتور آزاد كننده هورمونهاي گونادوتروپين در مغزشده و از آن طريق بر ترشحLH موِثر است در نشخوار كنندگان تاءثير هورمون رشد بر روي تخمدان به حضور گيرنده هورمون رشد كه روي جسم زرد وجود دارد، مرتبط است
تجزيه هورمون رشد
اگر چه هورمون رشد در پلاسما، طول عمر باثباتي دارد، تجزيهِ پروتئوليتيك هورمون رشد دربافتهاي پريفرال صورت ميگيرد و بيش از 90% هورمون رشد مترشحه در كبد و كليه تجزيه ميشود.در نتيجه پروتئوليز، ممكن است هورمون رشد كاملاإ تجزيه و به اسيدآمينه تبديل شود، يا ممكناست به قطعات كوچكتر تبديل شده و به گردش خون پريفرال باز گردد. 13ميزان هورمون رشد در كبداز بين ميرود، دركليه هورمون رشد دومرتبه جذب ميگردد و درداخل ساختارهاي ليزوزمي تجزيهميشود.
هورمون رشد نوتركيب
اولين موش ترانسژنيك هورمون رشد بدست آمده است . در آزمايش آنها با استفاده ازروش ريز تزريقي منطقه َ5 تنظيم كنندهِ نسخه برداري ژن متالوتيونينIرا كه به ژن هورمون رشدپيوسته بود، به يك پيش هسته نر لقاح يافته با تخمكهاي موش ماده انتقال دادند و سپس تخمها درمادههائي كه بطور كاذب آبستن شده بودند لانه گزيني شدند. هورمون رشد نو تركيب(rGH) در ژنومتعداد كمي از موشها جاي گرفت و در نتيجه در شروع سه هفته اول، رشد آنها بيش از فرزندان غيرترانسژنيك گرديد
در مطالعاتKopchick و همكاران (1991) نشان داده شد كه وجود اسيدآمينه 19 گليسين در ژن هورمون رشد گاوي براي رشد ضروري ميباشد. وقتي اسيدآمينه 119 ژن هورمونرشد از گليسين به يكي از اسيد آمينههاي آرژنين، پرولين، لوسين و ترپيتوفان و ليزين تغيير مييابد،ت ظاهر هورمون رشد گاوي در موشهاي ترانسژنيك كاهش يافته و موشها داراي فنوتيپ كوتولهميشوند .
ساختمان ژن هورمون رشد
ژن هورمون رشد در انسانkb 2/6 و مشابه ديگر پستانداران است ولي نسبت به ژن هورمون رشد جوجه كوچكتر است پروموتور اين ژنbp 500 ميباشد. كد آغاز ترجمه دراگزون يك و كد توقف در اگزون چهار قرار دارند. نقشه ژنتيكي ژن هورمون رشد گاوي در شكل 2-11نمايش داده ميشود.
انتخاب عناصر تنظيم كننده نسخه برداري براي تظاهر ژن هورمون رشد، ابزار قوي ديگريدرآزمايشات تجزيه و تحليل عمل هورمون رشد در موش ميباشد.
منبع: آرش جوانمرد. بررسی چند شکلی ناحیه پروموتور ژن گیرنده هورمون رشد در گاوهای سیستانی. پایان نامه کارشناسی ارشد- دانشگاه تهران
علوفهاى و كنسانتره دام
الف - علوفه ها
هرگونه خوراك گياهى و پرحجم كه ارزش غذايى داشته باشد و خوشخوراكهم باشد، علوفه نام دارد.
يونجه يابيده: اين علوفه ارزش غذايى زيادى دارد. يونجه به عنوان يك غذاى عالى در تغذيه دام به خصوص براى گاو شيرى استفاده مىشود. پروتئين و كلسيم بالاى اين علوفه نشانه مرغوببودن آن است. زمان برداشت يونجه وقتى است كه يك سوم بوتهها به گل بنشينند. در جيره غذايى گاو شيرى، بين دو تا چهار كيلوگرم يونجه در روز كافى و مناسب است.
علف باغ: اين علف در تغذيه گاو شيرى و پروارى استفاده مىشود. به دليل داشتن رشتههاى بلند، نشخوار دامها را زياد مىكند. به علاوه در گاوهاى شيرى باعث بيشترشدن چربى شير مىشود. براى جلوگيرى از خارجشدن سريع خوراكهاى آردى از بدن دامهاى پروارى از اين علوفه استفاده مىكنند.
كاه به علت خشك و پُرحجمبودن، ارزش غذايى زيادى براى دامها ندارد. از نظر ارزش غذايى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنين كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دامهاى سنگين بهتر است كه كاه به صورت رشتههاى بلند باشد. مصرف كاه بايد كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار اين علوفه در جيره غذايى دامها بيشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بيشتر غذا را مىگيرد. بهت راست كاه را هميشه بعد از خوراكهاى ديگر به دامها داد.
اگر كاه و علوفههاى مانند آن به صورت غنى شده به دامها داده شوند. ارزش غذايى بيشتر مىدارند. براى گاوهاى خشك مىتوان مقدار بيشترى از اين علوفه در جيره غذايى قرار داد.
سيلوها: براى استفاده بيشتر و بهتر از علوفههاى خشك و هضم بهتر اين علوفهها، آنها را سيلو مىكنند.
ب - خوراكهاى فشرده شده يا كنسانتره دامى
علوفههاى آردى و خوراكهايى كه از رشتههاى كمى تشكيل شدهاند رإ؛
»ل خوراكهاى كنسانترهاى مىگويند. وقتى مقدار مشخصى از مادههايى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكميلكنندههاى معدنى و ويتامينى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهيه مىشود.
براى برطرفكردن نياز غذايى دامهايى كه توليد بالايى دارند، علاوه بر علوفه بايد مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستايى كه بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مىكنند، بايد مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.
به دامداران عزيز سفارش مىشود اگر خوراك را از كارخانه خريدارى مىكنند، در هنگام تهيه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به اين ترتيب، مىتوانند كنترل كنند كه از هر مادهاى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.
براى تهيه كنسانتره به وسيله خود دامدار، مىتوانيد از دستور زير استفاده كنيد. اين دستور براى گاو شيرى كه بين ده تا پانزده كيلوگرم شير توليد مىكند، مناسب است.
مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نيم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد بايد باشد. به اين مادهها مقدارى كربنات كلسيم يا دىكلسيم فسفات هم اضافه مىكنند.
نكتههاى مهم در تغذيه مخلوط علوفه و كنسانتره
براى گاوهاى شيرى روستايى كه توليد شير آنان به هفت تا هشت كيلوگرم مىرسد، لازم نيست كه از كنسانتره استفاده كنيد. با علوفههاى مرغوب مىتوان نياز غذايى اين دامها را برطرف كرد. ولى براى گاوهايى كه در روز بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مىكنند، بايد از كنسانتره استفاده كرد.
براى اين گاوها در برابر هر يك كيلوگرم شير توليدى، نيم كيلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كيلوگرم شير توليد مىكند، بايد روزانه هفت كيلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.
تغيير جيره غذايى دام بايد با احتياط كمكم انجام شود. تا باعث كمشدن توليد نشود. اگر در غذاى دام از ضايعات استفاده مىشود بايد با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.
علوفههاى سبز، رطوبت زيادى دارند. به همين دليل دو تا سه برابر علوفههاى خشك بايد مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خيلى مناسب است. اگر اين كار انجام نشد، سعى كنيد فاصله زمانى بين تغذيه با علوفه و كنسانتره خيلى كم باشد.
براى بيشترشدن مقدار توليدشيره مىتوان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زياد كنسانتره باعث كمشدن چربى شير مىشود. در اين حالت بايد از علوفههاى مرغوب با رشتههاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.
دستور تهيه كسانتره براى گوسالههاى پروارى
مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسيم مخلوط كنيد. سپس در اختيار دامها بگذاريد.
فراهمكردن خوراك لازم براى دامهاى مختلف
همه دامها براى توليد بايد انرژى و پروتئين كافى مصرف كنند. مقدار مصرف مادههاى غذايى دامها با هم فرق مىكند.
الف - گاوهاى شيرده: اين گاوها به دليل توليد شير، خوراكهايى لازم دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. مخلوط علوفههايى مانند يونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسيار مناسب است.
مقدار خوراك براى اين دامها به نوع دام حك هبومى است يا دورگ و مقدار شير توليدى بستگى دارد. مقدار ماده غذايى خشك براى گاوى كه دوازه كيلوگرم در روز شير مىدهد و پانصد كيلوگرم وزن دارد، ده كيلوگرم است. دو كيلوگرم از اين مقدار بايد كنسانتره باشد.
در ابتداى دوره شيروارى چون دام وزن زيادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، بايد از علوفههاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفههايى مانند كاه و سبوس برنج بايد خوددارى شود.
ب - گاوهاى خشك آبستن
در آخر دوره شيروارى يعنى سه ماه قبل از زايمان كمكم بايد از مقدار كنسانتره دامى و علوفههاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مىتوان، خوراكهاى كمارزشتر را در غذاى دام قرار داد. يعنى مىتوان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و ديگر به دامها كنسانتره نداد. استفاده زياد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مىشود. در نتيجه، سختزايى و بيشترشدن هزينهها را به دنبال دارد.
دو هفته قبل از زايمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنيد. همچنين از علوفههاى مرغوب مانند يونجه بايد در خوراك دام استفاده كرد.
ج - گوساله هاى پروارى
سه ماهه اول دوره پروار: در اين دوره، استخوانها و اندام گوسالهها رشد مىكند. بنابراين گوسالهها به خوراكهايى نياز دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. براى اين كار، علوفههايى مانند يونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره بايد از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنين استفاده از كربنات كلسيم يا پودر آهك و خوراكهاى كلسيمدار ضرورى است.
اضافهوزن روزانه در اين دوره، با هزينه كمتر و سرعت بيشتر انجام شود. بنابراين، پروار دامهاى جوان از نظر اقتصادى باصرفهتر است.
سه ماهه دوم پروار: در اين دوره گوسالهها رشد ابتدايى خود را انجام دادهاند. در نتيجه، استخوانها و اندامها رشد كمترى دارند. بنابراين، براى پروار و چاقشدن گوسالهها بايد از خوراكهاى پرانرژى و علوفههايى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.
آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى يونجه و كاه براى اين دوره مناسب هستند. در اين دوره براى اضافهشدن وزن گوسالهها بايد هزينه بيشترى كرد. همچنين هفتاددرصد غذاى دام بايد از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكيل شود.
استفاده از ضايعات در تغذيه دام
نان خشك
خوراكى است كه از آرد گندم به دست مىآيد. اين خوراك براى دامهاى شيرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از اين خوراك بايد بسيار دقت كرد. زيرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسمومشدن دامها مىشود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شيرى باعث ناراحتىهايى مىشود.
چون نانهاى خشك به طور صحيح جمعآورى نمىشوند، ممكن است لابهلاى آنها چيزهايى مانند تيغ، سوزان و پلاستيك وجود داشته باشد. اگر اين چيزها خورده شوند، موجب ناراحتىهاى مختلف براى دام مىشوند.
چيزهايى مانند ميخ يا سوزن به طور مسقيم وارد نگارى حيوان مىشوند، كمكم از ديواره نگارى مىگذرند و به قلب مىرسند. در نتيجه باعث مرگ ناگهانى حيوان مىشوند. مادههاى پلاستيكى نيز باعث بستهشدن رودههاى دام مىشوند.
سبوس برنج
نوع درجه يك آن دانههاى برنج دارد و به شكل آردى است، اين نوع از سبوس براى دامها مفيد است. اما نوعهاى ديگر كه زبره زيادى دارند، براى خوراك دام مفيد نيستند. از اين ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شيرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مىتوان در نظر گرفت.
ملاس
اين خوراك، خاصيت انرژى زايى و مُلين بودن دارد. مىتوان تا دهدرصد از آن را در جيره غذايى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذيه با اين خوراك بايد كمكم باشد. ملاس جايگزين خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.
استفاده از ضايعات براى كمشدن قيمت جيره غذايى و استفاهد بهتر و بيشتر از محصولات فرعى كارخانهها بسيار مناسب است. ولى مصرف بيشتر از اندازه و ناگهانى اين مواد باعث ناراحتىهاى شديد گوارشى براى دام مىشود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صيفىجات ديگر بايد كمكم شروع شود. يعنى از روزى دويست گرم شروع شود در پايان هم كمكم قطع شود.
روش غنىسازى كاه
به دليل استفاده زياد كاه در تغذيه دام، غنىسازى اين علوفه اهميت زيادى دارد. براى غنىسازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مىكنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مىكنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مىپاشند و كاه را به هم مىزنند. سپس آب را در داخل سيلوى سيمانى مىريزند و فشرده مىكنند. با اين كار هواى داخل سيلو خارج مىشود. سپس اب استفاده از پلاستيك روى آن را مىپوشانند. اين كاه به مدت بيست و پنج روز به همين صورت باقى مىماند و سپس مصرف مىشود.
مقدار مادههاى لازم براى غنىسازى كاه
لاس 4 تا 10 كيلوگرم
كاه 100 كيلوگرم
آب 50 تا 80 ليتر
اوره 4 كيلوگرم
فايدههاى غنىسازى كاه
1- پانزده درصد به ارزش غذايى كاه اضافه مىشود.
2- پروتئين كاه بيشتر مىشود.
3- كاه خوش خوراك مىشود.
4- اگر در غنىسازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بيشتر مىشود.
نكتههاى مهم در تغذيه دام
1- براى جلوگرى از نفخ دام بايد كاه غنىشده را همراه با علوفههاى خشك ديگر استفاده كرد. مقدار كاه غنىشده را براى گوسفند از دويست گرم و براى گاو از سيصد گرم در روز شروع مىكنند. كمكم اين مقدار را بيشترى مىكنند.
2- سبوس به تنهايى، خوراك كنسانتره به حساب نمىآيد. از دادن مقدار زياد اين خوراك به دام خوددارى كنيد. زيرا باعث كمشدن چربى شير مىشود.
3- آرد گندم براى تغذيه نشخواركنندگان مناسب نيست. چون پروتئين موجود در گندم باعث نفخ در گاو مىشود. همچنين حركت شكمبه را كم مىكند و باعث ناراحتىهاى گوارشى در دام مىشود